معانی کلمه : عروسک انگشتی
فرهنگ فارسی
شخصیتی در نمایش عروسکی که بر روی انگشتان عروسکگردان نقاشی یا ساخته میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{finger puppet} [هنرهای نمایشی] شخصیتی در نمایش عروسکی که بر روی انگشتان عروسک گردان نقاشی یا ساخته می شود

شخصیتی در نمایش عروسکی که بر روی انگشتان عروسکگردان نقاشی یا ساخته میشود