کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگشت-عروس | کلماتور
معانی کلمه : انگشت عروس
تلفظ بین المللی :
/ˈanɡoʃt ˈarus/
تلفظ :
['angoSt 'aRus]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انگشت عروسان
انگشتک عروس
عروسک انگشتی
انگشت
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
انگشت به شیر زن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انگشت عروس. [ اَ گ ُ ت ِ ع َ ]( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) انگشت عروس ( حلوا ). || قسمی انگور. گلین بارماقی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
انگشت عروس ٠ یا قسمی انگور
کلمات مرتبط
انگشت عروسان
انگشتک عروس
عروسک انگشتی
انگشت
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
انگشت به شیر زن
نظرات