معانی کلمه : عرق ریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
ویژگی غدۀ برونریزی که عرق ترشح میکند
عرق ریزنده کسیکه از بدن او عرق بریزد
فرهنگستان زبان و ادب
{eccrine} [علوم پایۀ پزشکی] ویژگی غدۀ برون ریزی که عرق ترشح می کند

ویژگی غدۀ برونریزی که عرق ترشح میکند