معانی کلمه : عرشی
لغت نامه دهخدا
عرشی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به عرش . آسمانی . (ناظم الاطباء). رجوع به عرش شود.
مترادف و متضاد
empyrean (صفت)
علوی، آسمانی، عرشی
empyreal (صفت)
آسمانی، فلکی، عرشی، اتشین
sublime (صفت)
عالی، عرشی، والا، بلند پایه، رفیع، برین
