Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدله

تلفظ بین المللی : /ˈaːdleː/ تلفظ :‌ ['a:dle:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کتاب الاساس لعقائد الاکیاس فی معرفه رب العالمین و عدله فی المخلوقین و ما یتصل بذلک من اصول الدین
  • ذو عدل
  • سابق العله
  • انس الطالبین و عدهالسالکین
  • عادله
  • عاله
  • عتله
  • عجله
  • عجله داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدلة. [ع َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث عدل و قد یؤنث . یقال رجل عدل و امراءة عدل و عدلة؛ زن داد دهنده . (منتهی الارب ).

عدلة. [ ع َ دَ ل َ ] (ع ص ، اِ) شایستگان گواهی . (منتهی الارب ). المزکّون للشهود. تزکیه شوندگان از شهود. (قطرالمحیط) (از اقرب الموارد). عُدَلة.

( عدلة ) عدلة. [ع َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عدل و قد یؤنث. یقال...

فرهنگ معین

(عَ دَ لِ ) [ ع . عدلة ] (ص . ) جِ عادل ، کسانی که برای شهادت دادن شایسته باشند.

فرهنگ فارسی

کسانی که شایسته برای شهادت دادن باشند
( صفت ) جمع عادل کسانی که شایسته شهادت در محضر قاضی و حاکم باشند .
مونث عدل

کلمات مرتبط

  • کتاب الاساس لعقائد الاکیاس فی معرفه رب العالمین و عدله فی المخلوقین و ما یتصل بذلک من اصول الدین
  • ذو عدل
  • سابق العله
  • انس الطالبین و عدهالسالکین
  • عادله
  • عاله
  • عتله
  • عجله
  • عجله داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات