کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عدسیه | کلماتور
معانی کلمه : عدسیه
تلفظ بین المللی :
/ˌadasˈije/
تلفظ :
[,adas'ije]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ساختار عدسیدار
عدسه
عدسی
عدسی آستیگمات
عدسی آکوستیکی
عدسی بارلو
عدسی بی کانون
عدسی تخت ـ استوانه ای
عدسی تخت ـ کاو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عدسیه. [ ع َ سی ی َ ] ( ع اِ ) شبیه به عدس است که در مواضعی از بدن برمی آید و از جنس طاعون باشد و میکشد صاحب خود را. در اکثر، گاه اطلاق بر تحجر عین مینمایند. ( از جمع الجوامع از بحر الجواهر بنقل فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
مونث عدسی جمع عدسیات .
کلمات مرتبط
ساختار عدسیدار
عدسه
عدسی
عدسی آستیگمات
عدسی آکوستیکی
عدسی بارلو
عدسی بی کانون
عدسی تخت ـ استوانه ای
عدسی تخت ـ کاو
نظرات