Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عجرد

تلفظ بین المللی : /ˈaːdʒard/ تلفظ :‌ ['a:dZaRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حماد عجرد حماد بن عمر
  • ابن عجرد
  • ام عجرد
  • حماد عجرد
  • عجردیه
  • عجردی
  • عجارده
  • عجد
  • عجر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عجرد. [ ع َ رَ ] (ع ص ) سبک سریع. || درشت و سخت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) نره . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

عجرد. [ ع َ ج َرْ رَ ] (ع ص ) دلاور. (منتهی الارب ). الجری ٔ. (اقرب الموارد). || برهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). منجرد. (اقرب الموارد).

عجرد. [ ع َ رَ ] ( ع ص ) سبک سریع. || درشت و...

فرهنگ فارسی

دلاور برهنه

کلمات مرتبط

  • حماد عجرد حماد بن عمر
  • ابن عجرد
  • ام عجرد
  • حماد عجرد
  • عجردیه
  • عجردی
  • عجارده
  • عجد
  • عجر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات