Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عجب امدن

تلفظ بین المللی : /ˈadʒab ˈaːmdan/ تلفظ :‌ ['adZab 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عجب آمدن
  • عیب امدن
  • عیب آمدن
  • عجب
  • عجب داشتن
  • عجب رود
  • عجب شیر
  • عجب ماندن
  • عجب نمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( عجب آمدن ) عجب آمدن. [ ع َ ج َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) به شگفت آمدن. تعجب کردن. به شگفت ماندن :
سختم عجب آید که چگونه بردش خواب
آن را که به کاخ اندر یک شیشه شراب است.
منوچهری.
عشق پیرانه سر از من عجبت می آید
چه جوانی تو که از دست ببردی دل پیر.
سعدی.

فرهنگ فارسی

( عجب آمدن ) ( مصدر ) یا عجب آمدن کسی را . تعجب کردن وی : مرا عجب آمد ...

کلمات مرتبط

  • عجب آمدن
  • عیب امدن
  • عیب آمدن
  • عجب
  • عجب داشتن
  • عجب رود
  • عجب شیر
  • عجب ماندن
  • عجب نمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات