کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عبور کردنی
تلفظ بین المللی :
/ˈobuːr kardˈani/
تلفظ :
['obu:R kaRd'ani]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عبور کردن
عبور چیزی را لمس کردن
عبور کردن به ترتیب
عبور
عبور بی ضرر
عبور دادن
عبور مرور
عبور از مانع
عبور جاده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
passable
(صفت)
قابل قبول، قابل عبور، گذرپذیر، عبور کردنی
practicable
(صفت)
عملی، قابل اجرا، میسر، عبور کردنی، صورت پذیر
کلمات مرتبط
عبور کردن
عبور چیزی را لمس کردن
عبور کردن به ترتیب
عبور
عبور بی ضرر
عبور دادن
عبور مرور
عبور از مانع
عبور جاده
نظرات