Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظلوم

تلفظ بین المللی : /zˈoluːm/ تلفظ :‌ [z'olu:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ظلوما
  • سراج الظلام
  • سه ظلمت
  • ظلام
  • ظلامه
  • ظلم
  • ظلم اباد
  • ظلم پیشه
  • ظلم کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ظلوم . [ ظُ ] (ع اِ) ج ِ ظَلَم و ظَلْم .

ظلوم . [ ظَ ] (اِخ ) نام کنیزکی ام ولد، مادر الراضی باﷲ ابوالعباس احمدبن جعفر المقتدر خلیفه ٔ عباسی .

ظلوم . [ ظَ ] (ع ص ) ظَلاّم . سخت ستمکار : عادت و رسم این گروه ظلوم نیک ماند چوبنگری به ظلیم . ابوحنیفه ٔ اسکافی .درویشی را دیدم که سر بر آستان کعبه همی مالید و میگفت یا غفو...

فرهنگ عمید

بسیار ظلم کننده، بسیار ستمکار.

فرهنگ معین

(ظَ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار ستمکار.

فرهنگ فارسی

بسیارظلم کننده، بسیارستم کننده، سخت ستمکار
( صفت ) بسیار ظلم کننده بسیار ستمکار .
نام کنیزکی ام ولد مادر الراضی بالله ابوالعباس احمد بن جعفر المقتدر خلیف. عباسی .

کلمات مرتبط

  • ظلوما
  • سراج الظلام
  • سه ظلمت
  • ظلام
  • ظلامه
  • ظلم
  • ظلم اباد
  • ظلم پیشه
  • ظلم کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات