ظلامة. [ ظَل ْ لا م َ ] (اِخ ) قریه ای از قرای بحرین است .
ظلامة. [ ظُ م َ ] (ع اِمص ) داد. مظلمة. دادخواهی . || ستم کردن . || (اِ) آنچه به زور ستده باشند. || ستم . ظُلم . ج ، ظلمات . (مهذب الاسماء).