طنبی . [ طُ ن ُ ] (ص نسبی )منسوب به طنب که موضعی است در راه مکه . (سمعانی ).
طنبی . [ طُ ن ُ ] (اِخ ) زینب بن ثعلبة عنبری تمیمی طنبی . ابن ابوحاتم گوید: زینب بصری است ولی نزیل طنب در طریق مکه بود، وی از پیامبر (ص ) روایت کرده است و پسرانش ردحین بن زینب و عدوربن ردحین از وی روایت دارند. (از انساب سمعانی برگ 372 الف )....
فرهنگ عمید
اتاق بزرگ، تالار.
فرهنگ معین
(طِ ) (اِ. ) تالار، اتاق بزرگ .
فرهنگ فارسی
طنابی: تالار، اطاق بزرگ ( اسم ) ۱ - ایوانی که توی ایوان بزرگتر باشد . ۲ - تالار . ۳ - اطاقی وسیع و مجلل نظیر شاه نشین . زینب بن ثعلبه عنبری تمیمی طنبی