روح طبیعی. [ ح ِ طَ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) روح طبعی. بعقیده قدما قوتی که در جگر جای دارد. صاحب غیاث اللغات آرد: آنچه از روح به جگر رسد او را کیفیتی دیگر حاصل شود و قوت طبعی بدو قایم بود، و از اوتغذیه و تنمیه و تولید حاصل گردد. ( غیاث اللغات و آنندراج از کفایه ). روح حیوانی ، و نقیض جسم و باعث زیستن آدمی است. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). همان روح حیوانی است. روح طبیعی مشترک باشد میان حیوان و ن...