Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ طلسم کردن

تلفظ بین المللی : /tˈelesm kˈardan/ تلفظ :‌ [t'elesm k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • رفع طلسم کردن
  • طلسم را باطل کردن
  • طلسم
  • طلسم اگین
  • طلسم زنگوله
  • طلسم امیز
  • طلسم شکستن
  • طلسم عشق
  • طلسم گر
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

جادو کردن، افسون کردن ≠ طلسم شکستن، طلسم‌گشودن

۱. جادو کردن، افسون کردن ≠ طلسم شکستن، طلسمگشودن
۲. بستن

spell (فعل)طلسم کردن، پی بردن به، هجی کردن، املاء کردن، درست نوشتن، دل کسی را بردنenchant (فعل)افسون کردن، فریفتن، جادو کردن، سحر کردن، طلسم کردن، بدام عشق انداختن، مسحور شدن...

کلمات مرتبط

  • رفع طلسم کردن
  • طلسم را باطل کردن
  • طلسم
  • طلسم اگین
  • طلسم زنگوله
  • طلسم امیز
  • طلسم شکستن
  • طلسم عشق
  • طلسم گر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات