کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه طلبیده | کلماتور
معانی کلمه : طلبیده
تلفظ بین المللی :
/tˌalabˈideː/
تلفظ :
[t,alab'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روزی طلبیدن
صلح طلبیدن
طلبیدن
کام طلبیدن
کمک طلبیدن
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
بمبارزه طلبیدن
به شهادت طلبیدن
طلبنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
طلبیده. [ طَ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از طلبیدن. خواهان شده. خواسته : یک نفس را از چنگال مشقت خلاص طلبیده آید. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ عمید
خواسته شده.
فرهنگ فارسی
۱ - خواسته درخواسته . ۲ - جسته جستجو شده . ۳ - احضار شده فرا خوانده . ۴ - مطالبه شده .
مترادف و متضاد
۱. دعوتشده، مدعو، میهمان
۲. فراخوانده، احضارشده، احضاری
۳. خواسته
کلمات مرتبط
روزی طلبیدن
صلح طلبیدن
طلبیدن
کام طلبیدن
کمک طلبیدن
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
بمبارزه طلبیدن
به شهادت طلبیدن
طلبنده
نظرات