معانی کلمه : طغیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. از حد خود گذشتن، از اندازه تجاوز کردن.
۲. بالا آمدن آب دریا یا رودخانه.
۳. گردنکشی، گستاخی، نافرمانی.
۲. بالا آمدن آب دریا یا رودخانه.
۳. گردنکشی، گستاخی، نافرمانی.
فرهنگ معین
(طُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - از حد خود گذشتن . ۲ - نافرمانی کردن . ۳ - بالا آمدن آب دریا. ۴ - گستاخی کردن .
فرهنگ فارسی
ازحدخوددرگذشتن، ازاندازه تجاوزکردن، بالا آمدن آب دریایارودخانه ، گردنکشی، گستاخی
۱ - ( مصدر ) از حد خود تجاوز کردن از اندازه در گذشتن . ۲ - نا فرمانی کردن . ۳ - بالا آمدن آب دریا یا رود . ۴ - ( اسم ) تجاوز از حد . ۵ - نافرمانی سرکشی . ۶ - گستاخی . یا طغیان قلم . سرکشی قلم نویسنده تحت تاثیر احساسات و بر خلاف اراده او .
۱ - ( مصدر ) از حد خود تجاوز کردن از اندازه در گذشتن . ۲ - نا فرمانی کردن . ۳ - بالا آمدن آب دریا یا رود . ۴ - ( اسم ) تجاوز از حد . ۵ - نافرمانی سرکشی . ۶ - گستاخی . یا طغیان قلم . سرکشی قلم نویسنده تحت تاثیر احساسات و بر خلاف اراده او .
دانشنامه عمومی
طغیان (فیلم). طغیان (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی جهانگیر جهانگیری ساختهٔ سال ۱۳۶۴ است.
wiki: طغیان (فیلم)
مترادف و متضاد
تمرد، خودسری، سرکشی، سرپیچی، عصیان، طغیانگری، گردنکشی، مخالفت، نافرمانی، یاغیگری ≠ انقیاد، فرمانبرداری
۱. تمرد، خودسری، سرکشی، سرپیچی، عصیان، طغیانگری، گردنکشی، مخالفت، نافرمانی، یاغیگری ≠ انقیاد، فرمانبرداری
۲. انقلاب، بلوا، شورش
۳. نافرمانی کردن، از حد خود تجاوز کردن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خروش
واژه نامه بختیاریکا
سر کن کردِن؛ لَشگَره؛ سر واز
فرهنگستان زبان و ادب
{flooding} [مهندسی شیمی] شرایطی در یک وسیلۀ ناهمسوی بـخـار مـایع، مانند برج تقطیر، که در آن آهنگ صعود بخار به اندازه ای زیاد باشد که مانع از جریان روبه پایین مایع شود و درنتیجه انباشتگی مایع رخ دهد
{insurgency} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] جنبشی سازمان یافته با هدف سرنگون ساختن حکومت قانونی ازطریق جنگ مسلحانه
{insurgency} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] جنبشی سازمان یافته با هدف سرنگون ساختن حکومت قانونی ازطریق جنگ مسلحانه
