معانی کلمه : طسق اسیا
لغت نامه دهخدا
( طسق آسیا ) طسق آسیا. [ طِ ق ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) وجه معینی که آسیابان به سرکارشاه ایران رساند و این از جمله باجهای آنجاست. شفیع اثر در هجو نجفقلیخان صدر ایران گوید :
نارسته تخم کشت هنوز از زمین وقف
بر زارعان حواله کند طسق آسیا.رجوع به طسق شود.
نارسته تخم کشت هنوز از زمین وقف
بر زارعان حواله کند طسق آسیا.رجوع به طسق شود.
فرهنگ فارسی
( طسق آسیا ) وجه معینی که آسیابان بسر کار شاه ایران رساند و این جمله باجهای آنجاست ٠
