معانی کلمه : طسق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خراجی که از هر جریب زمین زراعتی می گرفتند، خراجی که از کشت و زرع گرفته می شد.
فرهنگ معین
(طَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - مقداری از خراج که به حسب سرجریب بر زمین زراعت و جز آن گیرند. ۲ - سهمیة مالیاتی که به حبوبات (برحسب جریب ) تعلق می گرفت ، صورت مالیاتی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مقداری از خراج که بحسب سر جریب بر زمین زراعت و جز آن گیرند سهمیه مالیاتی که به حبوبات ( بر حسب جریب ) تعلق می گرفت . ۲ - صورت مالیاتی .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] طِسق مُعَرَّبِ کلمه فارسی تشک است؛ یعنی پیمانه.
در اصطلاح عبارت است از مقداری از خراج که از هر جریب زمین زراعت و یا غیر آن میگیرند، مانند ضریبه ای که در جزیه (جزیه بر رئوس) گرفته میشود.
در اصطلاح عبارت است از مقداری از خراج که از هر جریب زمین زراعت و یا غیر آن میگیرند، مانند ضریبه ای که در جزیه (جزیه بر رئوس) گرفته میشود.
wikifeqh: طسق
