Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طرغان بستن

تلفظ بین المللی : /tˈarq1ɑn bˈastan/ تلفظ :‌ [t'aRq1An b'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • طرغان
  • طران
  • طران زلوانیا
  • طرخان
  • طرغای
  • طرفان
  • طرلان
  • طرهان
  • طریان
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

طرغان بستن. [ طَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بر حسب گمان سر دنیسن راس کلمه طرغان گویا از مصدر طیرمک مشتق است که معنی آن گرد کردن است و طرغان یا طرگن بمعنی انبوه و جمعیت باشد و «چریک طرگنی » بمعنی انبوه لشکر در قوداتقو بیلیک یافت میشود. پس طرغان بستن گویا بمعنی لشکر گرد کردن است. ( از حاشیه محمد اقبال بر راحةالصدور چ تهران ص 508 ) : اتابک قزل ارسلان با لشکری گران روی به دارالملک همدان نهاد و سلطان طرغان ...

فرهنگ معین

( ~ . بَ تَ ) [ تر - فا. ] (اِمص . ) جمع آوری لشکر.

کلمات مرتبط

  • طرغان
  • طران
  • طران زلوانیا
  • طرخان
  • طرغای
  • طرفان
  • طرلان
  • طرهان
  • طریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات