معانی کلمه : طراده
لغت نامه دهخدا
( طرادة ) طرادة. [ طَرْ را دَ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث طراد. کرجی. بلم. قایق. طراد. لتکا. زورق. قفه. || زن بدعمل. || راننده کشتی. ( مهذب الاسماء ). || علم. و رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1712، 1714، 1715، 1786 شود.
فرهنگ عمید
قایق، کرجی، زورق.
فرهنگ معین
(طَ رّ دِ ) [ ع . طرادة ] ۱ - (اِفا. ) مؤنث طراد. ۲ - (اِ. ) کشتی تندرو. ۳ - قایق ، زورق . ۴ - علم ، درفش .
دانشنامه عمومی
طراده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
طراده (رودبار جنوب)
طراده (سراوان)
طراده (رودبار جنوب)
طراده (سراوان)
wiki: بخش بم پشت شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
wiki: طراده (سراوان)
مترادف و متضاد
۱. زورق، قایق
۲. کشتیتندرو
۳. رایت، درفش، پرچم، علم
