Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طبخی

تلفظ بین المللی : /tˈabxi/ تلفظ :‌ [t'abxi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رایانش طبیعت نگر
  • رشید طبیب
  • روح طبیعی
  • روش های طبیعی تنظیم خانواده
  • ریزگان طبیعی
  • انتخاب طبیعی
  • سدید طبیب
  • شافع الطبیب
  • سال طبیعی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طبخی . [ طَ ] (ص نسبی ) منسوب به طبخ . || پُخت . آنچه ویژه ٔ فن آشپزی باشد.

طبخی. [ طَ ] ( ص نسبی ) منسوب به طبخ. || پُخت. آنچه ویژه فن آشپزی باشد.طبخی. [ طَ ] ( اِخ ) وی از قزوین است واوقات خود را بطباخی میگذراند. شخصی است درویش نهاد و نامراد. کهنه شاعر است و شعر خود را چنان دردمندانه و مؤثر میخواند که بشنونده رقت دست میدهد. بمناسبت شغلش که عاشقی نیز بر ...

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) منسوب به طبخ . ۲ - آن چه ویژه فن آشپزی است پخت .
وی از قزوین است و اوقات خود را بطباخی میگذراند شخصی است درویش نهاد و نامراد

کلمات مرتبط

  • رایانش طبیعت نگر
  • رشید طبیب
  • روح طبیعی
  • روش های طبیعی تنظیم خانواده
  • ریزگان طبیعی
  • انتخاب طبیعی
  • سدید طبیب
  • شافع الطبیب
  • سال طبیعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات