کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ضدید
تلفظ بین المللی :
/zˈadid/
تلفظ :
[z'adid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو ضدی
شارۀ ضدیخ
سامانۀ ضدیخ
ضدِیخ
ضدِیخ زنی
ضدی
ضدیت
ضدین
محتمل الضدین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ضدید. [ ض َ ] ( ع ص ، اِ ) همتا. ( منتهی الارب ). مانند. ( منتخب اللغات ). ندّ. || ناهمتا. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). مخالف. ( منتخب اللغات ). از لغات اضداد است.
فرهنگ فارسی
همتا . مانند یا نا همتا .
کلمات مرتبط
ذو ضدی
شارۀ ضدیخ
سامانۀ ضدیخ
ضدِیخ
ضدِیخ زنی
ضدی
ضدیت
ضدین
محتمل الضدین
نظرات