Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضدیت

تلفظ بین المللی : /zeddˈijat/ تلفظ :‌ [zedd'ijat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ضدیت کردن
  • ضدیت با زنده شکافی
  • ضدیت با نژادپرستی و تبعیض جنسی
  • ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا
  • ذو ضدی
  • شارۀ ضدیخ
  • سامانۀ ضدیخ
  • ضدِشتاب
  • ضدِیخ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ضدیت.[ ض ِدْ دی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) مخالفت. عداوت.

فرهنگ عمید

۱. مخالفت.
۲. عداوت، دشمنی.

فرهنگ معین

(ض دُ یَُ ) [ ع . ضدیة ] (اِمص . ) ۱ - ضد هم بودن ، مخالف هم بودن . ۲ - دشمنی ، ناسازگاری .

فرهنگ فارسی

مخالفت . عداوت

مترادف و متضاد

خصومت، دشمنی، عناد، معاندت، ناسازگاری، نقاضت

اختلاف، تضاد، تناقض، مباینت، مخالفت، مغایرت ≠ موافقت، مرافقت

۱. اختلاف، تضاد، تناقض، مباینت، مخالفت، مغایرت
۲. خصومت، دشمنی، عناد، معاندت، ناسازگاری، نقاضت ≠ موافقت، مرافقت

conflict (اسم)نبرد، برخورد، ستیزه، ضدیت، نا سازگاری، تضاد، کشمکش، مناقشه، مغایرت، کشاکشopposing (اسم)ضدیتantagonism (اسم)ستیز، خصومت، ستیزگی، ضدیت، مخالفت، هم...

کلمات مرتبط

  • ضدیت کردن
  • ضدیت با زنده شکافی
  • ضدیت با نژادپرستی و تبعیض جنسی
  • ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا
  • ذو ضدی
  • شارۀ ضدیخ
  • سامانۀ ضدیخ
  • ضدِشتاب
  • ضدِیخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات