Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضبط

تلفظ بین المللی : /zˈabt/ تلفظ :‌ [z'abt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • ضبط بیگی
  • ضبط صدا
  • ضبط کردن
  • ضبط اسناد و اوراق بایگانی
  • ضبط شدن
  • ضبط شده
  • ضبط مال دیگری
  • ضبط کننده
  • ضبط کننده قابض
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ضبط. [ض ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَضبط و ضَبطاء. (منتهی الارب ).

ضبط. [ ض َ ب َ ] (ع مص ) بهر دو دست کار کردن . (منتخب اللغات ).

ضبط. [ ض َ] (ع اِ) جائی که اوراق و اسناد ملی را نگهداری کنند. آنجا که اوراق اداره را نگاه دارند. بایگانی .

ضبط. [ ض َ ] ( ع مص ) صاحب کشاف اصطلاحات الف...

فرهنگ عمید

۱. گرفتن و نگه داشتن، حفظ کردن.۲. محکم کردن.۳. نگه داری.۴. بایگانی.۵. تصرف کردن.* ضبط صوت: دستگاهی که با برق یا باتری کار می کند و به وسیلۀ آن اصوات را بر روی نوار ضبط می کنند.* ضبط کردن: (مصدر متعدی )۱. تصرف کردن.۲. بایگانی کردن.۳. یادداشت کردن.۴. [قدیمی] حفظ کردن در ذهن.* ضبط وربط:۱. انتظام، آراستگی، نظم وترتیب.۲. یادداشت کردن....

فرهنگ معین

(ضَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) حفظ کردن ، نگاه داشتن . ۲ - گرفتن ، در تصرف آوردن . ۳ - (اِمص . ) نگاه داری ، حفظ .

دانشنامه آزاد فارسی

ضَبط (recording)ضَبطهر یک از فنون متفاوت گرفتن، ذخیره کردن، و پخش موسیقی، گفتار، و اطلاعات دیگری که با امواج صوتی حمل می شوند. در ابتدا، میکروفون امواج صوتی را به سیگنالی الکتریکی تبدیل می کند که متناسب با بلندی صدا متغیر است. این سیگنال را می شود به شکل آنالوگ یا دیجیتال، یا روی نوار مغناطیسی ذخیره کرد.ضبط آنالوگ. در شیوۀ ضبط آنالوگ، الگوی سیگنال به شکل دیگری کپی می شود. مثلاً در صفحه های وینیلی ...

فرهنگ فارسی

گرفتن و نگاهداشتن، حفظ کردن، محکم کردن، نگاهداری، بایگانی۱ - حفظ کردن نگاهداشتن . ۲ - تصرف کردن در قبضه کردن . ۳ - محکم کردن . ۴ - رساندن سخن به گوش شنونده است به همان نحو که آن را از دیگری فرا گرفته . ۵ - حفظ و نگهداری کردن سخن بدان وجه که هنگام شنواندن به غیر بتوانند بدون هیچ تغییر و تبدیلی آن سخن را - به نحوی که شنیده و فرا گرفته اند - ادا کنند . ۶ - ( اسم ) نگاهداری حفظ . ۷ - بایگانی یا ضبط صو...

دانشنامه عمومی

همگرایی

مترادف و متضاد

حبس

تصرف، توقیف

حفظ، نگهداری

آرشیو، بایگانی

ثبت، درج، مندرج

۱. تصرف، توقیف
۲. آرشیو، بایگانی
۳. ثبت، درج، مندرج
۴. حبس
۵. حفظ، نگهداری

record (اسم)تاریخچه، یادداشت، سابقه، بایگانی، مدرک، ضبط، نوشته، ثبت، پیشینه، صورت جلسه، صفحه گرامافون، رکورد، صورت مذاکرات، حد نصاب مسابقهrequisition (اسم)درخواست، ضبط، تقاضا، چیز مورد تقاضا، باز گرفتنfile...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ضبط غالب نبودن فراموشی و سهو بر یادسپاری می باشد.ضبط عبارت است از غالب نبودن فراموشی و سهو بر یادسپاری اشیا و مطالب در ذهن .کاربردهااز آن در علم درایه و به مناسبت در فقه در باب های اجتهاد و تقلید و قضاء سخن گفته اند.از شرائط قبول قول راویاز شرایط قبول قول راوی، علاوه بر مورد وثوق بودن، ضابط بودن او است برخی متأخران متعرض این شرط نشده اند. بعضی علت ذکر نکردن آن را بی نیازی به آن با ذکر و...

واژه نامه بختیاریکا

زَفت

کلمات مرتبط

  • ضبط بیگی
  • ضبط صدا
  • ضبط کردن
  • ضبط اسناد و اوراق بایگانی
  • ضبط شدن
  • ضبط شده
  • ضبط مال دیگری
  • ضبط کننده
  • ضبط کننده قابض
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات