معانی کلمه : ضایع کردن
فرهنگ معین
( ~ . کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - خراب کردن ، فاسد کردن . ۲ - (عا. ) کنف کردن ، بور کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تباه کردن نابود کردن . ۲ - فرو گذاشتن بی تیمار گذاشتن . ۳ - مهمل گذاشتن بی کار گذاشتن . ۴ - گم کردن .
