Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضایع کردن

تلفظ بین المللی : /zˈɑjeʔ kˈardan/ تلفظ :‌ [z'Aje? k'aRdan]
فرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ضایع یا محو کردن
  • ضایع
  • ضایع شدن
  • ضایع گذاشتن
  • ضایع شده
  • ضایع کنندگان نماز
  • ضابع
  • ضایر
  • ضایعه
فرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - خراب کردن ، فاسد کردن . ۲ - (عا. ) کنف کردن ، بور کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تباه کردن نابود کردن . ۲ - فرو گذاشتن بی تیمار گذاشتن . ۳ - مهمل گذاشتن بی کار گذاشتن . ۴ - گم کردن .

مترادف و متضاد

decay (فعل)ضایع کردن، فاسد شدن، خراب شدن، پوسیدن، محو شدن، تباه شدن، تنزل کردن، منحط شدنdestroy (فعل)برانداختن، ضایع کردن، کشتن، نابود کردن، از بین بردن، فنا کردن، خراب کردن، تباه کردن، ویران کردنaddle (فعل)ضایع شدن، ضایع کردن، فاسد کردن، گیج کردن، خرفت کردن، عیب دار کردنspoil (فعل)ضایع کردن، فاسد کردن، از بین بردن، خراب کردن، فاسد شدن، خسارت وارد کردن، ناگوار کردن، پوسیده شدن، لوس کردن، رو دادنwa...

کلمات مرتبط

  • ضایع یا محو کردن
  • ضایع
  • ضایع شدن
  • ضایع گذاشتن
  • ضایع شده
  • ضایع کنندگان نماز
  • ضابع
  • ضایر
  • ضایعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات