Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صیص

تلفظ بین المللی : /sˈis/ تلفظ :‌ [s'is]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • صیصه
  • صیصیه
  • صیصاء
  • سمکه ٔ صیدا
  • سی مهره ٔ صیام
  • شناور صیادی
  • صوص
  • صیاب
  • صیاح
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

صیص . [ ص َ ی َ ](ع مص ) خرمای بلایه آوردن خرمابن . (اقرب الموارد).

صیص . (ع اِ) خرمای بلایه که دانه ٔ وی سخت نشود. (منتهی الارب ). شیص . تمر لایشتد نواه . (اقرب الموارد). || پوست تخم حنظل است که در آن مغزی نباشد. (فهرست مخزن الادویه ).

صیص. ( ع اِ ) خرمای بلایه که دانه وی سخت نشود. ( منتهی الارب ). شیص. تمر لایشتد...

فرهنگ فارسی

خرمای بلایه آوردن خرما بن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)حصن و قلعه. هر آنچه به وسیله آن تحصن شود صیصه است بدین نظر به شاخ گاو و مهمیز خروس صیصه گفته‏اند (راغب) جمع آن صیاصی است. . مراد از اهل کتاب در آیه یهود بنی قریظه‏اند که پیمان عدم تعرّض با مسلمین را شکسته، در جنگ خندق با مشرکان هم دست شدند. پس از شکست کفّار در خندق، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم یهود بنی قریظه را محاصره کرد و سعد بن معاذ به کشتن جنگجویان آن...

کلمات مرتبط

  • صیصه
  • صیصیه
  • صیصاء
  • سمکه ٔ صیدا
  • سی مهره ٔ صیام
  • شناور صیادی
  • صوص
  • صیاب
  • صیاح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات