معانی کلمه : صیاغ
لغت نامه دهخدا
صیاغ . [ ص ُی ْ یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ صائغ. (اقرب الموارد). رجوع به صائغ شود.
صیاغ . [ ص َی ْ یا ] (ع ص ) زرگر. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء). || دروغگو. (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. کسی که با دروغ سخن را آرایش دهد، دروغ پرداز.
۲. زرگر.
۳. ریخته گر.
۲. زرگر.
۳. ریخته گر.
فرهنگ فارسی
صائغ
