Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صورتگری

تلفظ بین المللی : /sˌuratɡˈari/ تلفظ :‌ [s,uRatg'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صورتگری کردن
  • صورتگر
  • صورتگر تماشاخانه
  • صورتگر لطفعلی
  • لطفعلی صورتگر
  • لطفعلی خان شیرازی صورتگر
  • صورتی
  • صوفیگری
  • صنعتگری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

صورتگری. [ رَ گ َ ] ( حامص مرکب ) نقاشی. تصویرسازی. عمل صورتگر : به صورتگری گفت پیغمبرم ز دین آوران جهان برترم.فردوسی.به صورتگری دست برده زمانی به گندآوری گوی برده ز آزر.فرخی.اگر لاله پرنور شد چون ستاره جز از وی نپذرفت صورتگری را.ناصرخسرو.و اول کسی که نقاشی و صورتگری فرمود او بود ( جمشید ). ( فارسنامه ابن بلخی ص 32 ).شنیدم که مانی به صورتگری ز ری سوی چین شد به پیغمبری.نظامی.صورتگر دیبای چین گو صور...

فرهنگ عمید

تصویرسازی، نقاشی: دهد نطفه را صورتی چون پری / که کرده ست بر آب صورتگری (سعدی۱: ۳۴ ).

فرهنگ فارسی

عمل و شعل صورتگر .

مترادف و متضاد

تصویرسازی، تصویرگری، چهره‌نگاری، نقاشی، نگارگری


کلمات مرتبط

  • صورتگری کردن
  • صورتگر
  • صورتگر تماشاخانه
  • صورتگر لطفعلی
  • لطفعلی صورتگر
  • لطفعلی خان شیرازی صورتگر
  • صورتی
  • صوفیگری
  • صنعتگری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات