صفا. [ ص َ ] (اِخ ) بلدی است در بلاد تمیم . (معجم البلدان ).
صفا. [ ص َ ] (اِخ ) نهری است به بحرین و آن شاخابه ٔ عین محلم است . (معجم البلدان ).
(تلفظ: safā) (عربی) داشتن رفتار و کرداری همراه با دوستی و صمیمیت ، یکرنگی ، خلوص و صمیمیت ؛ (در اعلام) نام جایی در مکه در دامنهی کوه ابوقبیس که حاجیان سعی خود را در آنجا تکمیل میکنند ؛ (در عرفان) پاکی در برابر کدورت را می گویند در اصطلاح یعنی پاکی طبع از زنگار کدورت و دوری از مذمومات .
آشتی، صلح
خلوص، صفوت
طراوت، لطافت، نزهت
پاکی، پاکیزکی، طهارت، طهر، قدس، نظافت ≠ تیرگی، کدورت
۱. پاکی، پاکیزکی، طهارت، طهر، قدس، نظافت
۲. خلوص، صفوت
۳. آشتی، صلح
۴. طراوت، لطافت، نزهت ≠ تیرگی، کدورت