صف نعال. [ ص َف ْ ف ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب )صف آخرین که بجانب بیرون باشد که اهل مجلس متصل آن نعلین از پا گذارند. ( غیاث اللغات ). پای ماچان. کفش کن. انتهای مجلس. نزدیک کفش کن. مقابل صدر : وز گاه بیفتد بسوی چاه فرودین وز صدر برانندسوی صف نعالش.ناصرخسرو.چون حاضر کردند و در صف نعال بداشت شاه گفت... ( سندبادنامه چ احمد آتش ص 322 ). پس برفت و درآمد و بصف نعال بنشست گفتند این نه جای تست. ( تذکر...
فرهنگ فارسی
صف آخرین که بجانب بیرون باشد که اهل مجلس متصل آن نعلین از پا گذارند