معنی کلمه : صراره
لغت نامه دهخدا
صرارة. [ ص َ رَ ] (اِخ ) نهری است . (منتهی الارب ).
صرارة. [ ص َ رَ ] (ع اِ) صرّار. پزدک . تزدک . جزد. رجوع به صَرار شود.
صرارة. [ ص َ رَ ] (ع ص ) آنکه حج نکرده باشد. || آنکه گرد زن نگردد. || ج ِ صرورة بهمین معنی . (منتهی الارب ).
