معانی کلمه : صباره
لغت نامه دهخدا
صبارة. [ ص ُ رَ ] (ع اِ) سنگ و یا سنگ نرم . (اقرب الموارد).
صبارة. [ ص َ رَ ] (اِخ ) ابن مالک . مکنی به ابوشریح . تابعی است .
صبارة. [ ص َب ْ با رَ ] (ع اِ) گیاهی است که آن را به لاتین الوس واریگاتا خوانند.
فرهنگ معین
(صَ بَّ رَ یا رِ ) [ ع . صبارة ] (ص . ) ۱ - بسیار صبرکننده ، ۲ - گوش خر (گیا ).
فرهنگ فارسی
مالیخولیا
ابن مالک مکنی بابی شریح
ابن مالک مکنی بابی شریح
