صدبرگ. [ ص َ ب َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) ( گل... ) گلی است زردرنگ که بهندی گنیدا گویند و بمعنی هر گلی که به نسبت دیگر اقسام خود برگ بسیار داشته باشد که در محاوره دیار ما آن را هزاره گویند. ( غیاث اللغات ). جوحَم. ( منتهی الارب ). ورد مضاعف. ( دهار ). گلنار. ( برهان ). مضاعف. سوری پرپر : گل صدبرگ و مشک و عنبر و سیب یاسمین سفید و مورد بزیب.رودکی.چرا این مردم دانا و زیرک سار و فرزانه به تیمار و عذاب ا...
فرهنگ عمید
۱. گلی که گلبرگ های بسیار داشته باشد: که تواند که دهد میوۀ الوان از چوب / یا که داند که برآرد گل صدبرگ از خار (سعدی۲: ۶۴۶ ). ۲. گل سرخ. ۳. گل گلاب. ۴. گل زرد پربرگ.
فرهنگ فارسی
۱ - گل سرخ . ۲ - گونه ای از گل سرخ که آن را گلاب گویند . ۳ - گلی زرد رنگ از تیره گل سرخیان کنیدا . یا گل صد برگ آسمان . آفتاب .