Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صبیحه

تلفظ بین المللی : /sabˈiheː/ تلفظ :‌ [sab'ihe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • صبیحه گوکچن
  • فرودگاه بین المللی صبیحه گوکچن
  • ربیعبن صبیح
  • صیحه
  • صیحه زدن
  • صیحه کشیدن
  • صبحه
  • صبیح
  • صبیح المنظر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

صبیحة. [ص َ ح َ ] (ع ص ) تأنیث صبیح . و رجوع بدان لغت شود.

صبیحة. [ ص َ ح َ ] (ع اِ) بامداد. (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء).

صبیحة. [ ص َ ح َ ] (اِخ ) ابن حارث بن جبیلة القرشی التیمی . وی از صحابه و مهاجرین و از قرشیان است که از جانب خلیفه ٔ دوم بتحدید اعلام حرم شریف مأمور و در سفری بالتزام رکاب خلیفه دعوت ...

فرهنگ فارسی

مونث صبیح، زن خوبرو، سفیدچهره، صباح، بامداد
( اسم ) بامداد .
ابن حارث بن جبیله القرشی التیمی

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: sabihe) (عربی) (مؤنث صَبیح) ، ← صَبیح .

اسم: صبیحه (دختر) (عربی) (تلفظ: sabihe) (فارسی: صَبيحه) (انگلیسی: sabihe)
معنی: مونث صبیح، زیبا و شاد، خندان و خوشحال، ( مؤنث صَبیح )، صَبیح

کلمات مرتبط

  • صبیحه گوکچن
  • فرودگاه بین المللی صبیحه گوکچن
  • ربیعبن صبیح
  • صیحه
  • صیحه زدن
  • صیحه کشیدن
  • صبحه
  • صبیح
  • صبیح المنظر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات