معانی کلمه : صبیحه
لغت نامه دهخدا
صبیحة. [ص َ ح َ ] (ع ص ) تأنیث صبیح . و رجوع بدان لغت شود.
صبیحة. [ ص َ ح َ ] (ع اِ) بامداد. (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء).
فرهنگ فارسی
مونث صبیح، زن خوبرو، سفیدچهره، صباح، بامداد
( اسم ) بامداد .
ابن حارث بن جبیله القرشی التیمی
( اسم ) بامداد .
ابن حارث بن جبیله القرشی التیمی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sabihe) (عربی) (مؤنث صَبیح) ، ← صَبیح .
اسم: صبیحه (دختر) (عربی) (تلفظ: sabihe) (فارسی: صَبيحه) (انگلیسی: sabihe)
معنی: مونث صبیح، زیبا و شاد، خندان و خوشحال، ( مؤنث صَبیح )، صَبیح
معنی: مونث صبیح، زیبا و شاد، خندان و خوشحال، ( مؤنث صَبیح )، صَبیح
