معانی کلمه : صبیب
لغت نامه دهخدا
صبیب . [ ص ُ ب َ ] (اِخ ) برکه ای است بر جانب راست آنکس که از واقصة قصد مکه کند بر دومیلی جوی ، و صبیب بفتح صاد و کسر باء نیز خوانده اند. (معجم البلدان ). || موضعی است . || کوهی است . || نام اسبی است . (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
برکه ایست بر جانب راست آنکس که از واقصه قصد مکه کند
