معانی کلمه : صباب
لغت نامه دهخدا
صباب . [ ص َب ْ با ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه ازصب السماء صباً. (معجم البلدان ). رجوع به صب شود.
صباب .[ ص َب ْ با ] (اِخ ) چاهی است در دیار بنی کلاب که در آنجا خرما بسیار بود. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
چاهی است در دیار بنی کلاب که در آنجا خرما بسیار بود
