Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاب

تلفظ بین المللی : /sˈɑb/ تلفظ :‌ [s'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • صاب خنه
  • صاب مرده
  • اصرم یعقوب صاب
  • الصاب
  • صابئه
  • صابئون
  • صابئی
  • صابئین
  • صابر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاب . (ع اِ) ج ِ صابة. (منتهی الارب ).

صاب . (اِخ ) ابن ادریس . ابن ابی اصیبعه گوید: او طاطبن ادریس است . و صابئون به او منسوب اند. رجوع به ادریس شود. و شهرزوری در نزهةالارواح گوید: طاطة، صاب پسرادریس است و حنفا که آنان را صابیون خوانند به وی منسوبند. از سخنان اوست : کسی که عقل ندارد، غضب را مغلوب خود نتواند کرد. پادشاه عاقل به رفق و مدارا به جایی رسد که ب...

فرهنگ عمید

۱. گیاهی شیردار و تلخ.
۲. هر درخت یا گیاهی که وقتی شاخه یا برگ آن را بشکنند، ماده ای شیرمانند از آن خارج شود.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) صبر زرد (گیا. ).

فرهنگ فارسی

ابن ادریس

کلمات مرتبط

  • صاب خنه
  • صاب مرده
  • اصرم یعقوب صاب
  • الصاب
  • صابئه
  • صابئون
  • صابئی
  • صابئین
  • صابر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات