Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صافی بودن

تلفظ بین المللی : /sˈɑfi bˈuːdan/ تلفظ :‌ [s'Afi b'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صافی
  • صافی 1، پالایه
  • صافی 2
  • صافی افندی
  • صافی الیافی
  • صافی اوحدی
  • صافی با شارش بالارو
  • صافی جذب
  • صافی جزری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صافی بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) پاکیزه بودن. بی غل و غش بودن :
بر امر ونهی گوهر طبع عزیز تو
در آتش سیاست صافی عیار باد.
مسعودسعد.
|| مسلّم بودن. مسخر بودن : و هوشنگ در پادشاهی فرمان حق یافت و بعد از وی ملک به طهمورث رسید پس از چهل سال پادشاهی همه جهان او را صافی بود. ( فارسنامه ابن بلخی ص 28 ).

فرهنگ فارسی

پاکیزه بودن

کلمات مرتبط

  • صافی
  • صافی 1، پالایه
  • صافی 2
  • صافی افندی
  • صافی الیافی
  • صافی اوحدی
  • صافی با شارش بالارو
  • صافی جذب
  • صافی جزری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات