صافی . (اِخ ) میرزا جعفر. رجوع به صافی اصفهانی شود.
صافی . (اِخ ) وی از حاجبان ایلک بود و نام وی در ترجمه ٔ تاریخ یمینی (ص 233) آمده است .
۱. ظرفی با سوراخهای ریز که در آن برخی از خوردنیها را صاف میکنند یا آب آنها را میگیرند.
۲. هر نوع ابزاری که بهوسیلۀ آن مایعی را صاف میکنند.
خالص
فیلتر
همواری
ترشبالا
بیغش، ناب
پاکیزه، زلال، زلالی
۱. خالص
۲. بیغش، ناب
۳. پاکیزه، زلال، زلالی
۴. فیلتر
۵. همواری
۶. ترشبالا
پالایه