کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : صارخ
تلفظ بین المللی :
/sˈɑrex/
تلفظ :
[s'ARex]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صارخه
صارخون
صارخین
صاخ
صاخب
صاخه
صار
صارد
صارف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صارخ. [ رِ ] ( ع ص )نعت فاعلی از صُراخ. فریادرس و فریادخواه. از لغات اضداد است. || ( اِ ) خروس. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از صرخ فریاد رس و فریاد خواه
کلمات مرتبط
صارخه
صارخون
صارخین
صاخ
صاخب
صاخه
صار
صارد
صارف
نظرات