Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاخ

تلفظ بین المللی : /sˈɑx/ تلفظ :‌ [s'Ax]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صاخب
  • صاخه
  • صاخات
  • صاخبه
  • صاخد
  • صاخر
  • صاخره
  • الصاخه
  • امام جعفر صادق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاخ. ( ع اِ ) آماسیدگی استخوان از گزیدگی یا کوفتگی که اثر آن باقی باشد. || داهیه. بلا. ( منتهی الارب ). و رجوع به صاخة شود.

فرهنگ فارسی

آماسیدگی استخوان از گزیدگی یا کوفتگی که آن باقی باشد

کلمات مرتبط

  • صاخب
  • صاخه
  • صاخات
  • صاخبه
  • صاخد
  • صاخر
  • صاخره
  • الصاخه
  • امام جعفر صادق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات