کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : صاخد
تلفظ بین المللی :
/sˈɑxed/
تلفظ :
[s'Axed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
امام جعفر صادق
صاخ
صاخب
صاخه
صاد
صادر
صادر اول
صادر شدن
صادر کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
صاخد. [ خ ِ ] ( ع ص ، اِ ) خرمابن تنهاگانه ( ؟ ) پوست رفته. ( منتهی الارب ) . || حَرﱡ صاخدٌ؛ گرمای سخت. || واحدٌ فاحدٌ صاخد؛ از اتباع است. ( منتهی الارب )؛ یعنی تنها و ناتوان و بی برادر و فرزند. ( اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
امام جعفر صادق
صاخ
صاخب
صاخه
صاد
صادر
صادر اول
صادر شدن
صادر کردن
نظرات