Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاحب هنر

تلفظ بین المللی : /sˈɑheb hˈonar/ تلفظ :‌ [s'Aheb h'onaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
  • صاحب البحر
  • صاحب الجلاله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاحب هنر. [ ح ِ هَُ ن َ ] ( ص مرکب ) هنرمند. هنرور. دارای هنر :
بی هنر را دیدن صاحب هنر
نیش بر دل میزند چون کژدمی.
سعدی.
اگر هست مرد از هنر بهره ور
هنر خود بگوید نه صاحب هنر.
سعدی.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر.
سعدی.
ورجوع به هنر شود.

فرهنگ عمید

هنرمند، هنرور: اگر هست مرد از هنر بهره ور / هنر خود بگوید نه صاحب هنر (سعدی۱: ۱۵۶ ).

فرهنگ فارسی

هنرمند

کلمات مرتبط

  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
  • صاحب البحر
  • صاحب الجلاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات