Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاحب نظری

تلفظ بین المللی : /sˈɑheb nˈazarˌi/ تلفظ :‌ [s'Aheb n'azaR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صاحب نظر
  • صاحبنظر
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاحب نظری. [ ح ِ ن َ ظَ ] ( حامص مرکب ) صفت صاحب نظر. رجوع به صاحب نظر شود :
گفتم که کنم توبه ز صاحب نظری
باشد که بلای عشق گردد سپری.
سعدی.
سعدیا گر نتوانی که کم خود گیری
سر خود گیر که صاحب نظری کار تو نیست.
سعدی.
منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود.
حافظ.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت صاحب نظر .

کلمات مرتبط

  • صاحب نظر
  • صاحبنظر
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات