Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاحب منصب

تلفظ بین المللی : /sˈɑheb mˈansab/ تلفظ :‌ [s'Aheb m'ansab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صاحب منصب رفتنی
  • افسران و صاحب منصبان
  • عصا یا چوپ صاحب منصبان
  • صاحبمنصب
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

صاحب منصب. [ ح ِ م َ ص ِ / ص َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) افسر ارتش از ستوان سوم به بالا. رجوع به افسر شود. || پایه ور. || کسی که رتبه و مقامی دارد.

فرهنگ عمید

۱. دارای منصب و شغل عالی.
۲. کسی که دارای رتبه و مقام دولتی، کشوری، یا لشکری باشد.
۳. (نظامی ) افسر ارتش از ستوان سوم به بالا.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - کسی که دارای رتبه و مقامی دولتی باشد ( اعم از کشوری و لشکری ) : منظر انیق و وجه جمیل در هیبت و حشمت صاحب منصب بیفزاید ... ۲ - کسی که دارای درجه و منصب نظامی باشد افسر .

مترادف و متضاد

افسر

بلندمقام، عالی‌رتبه، عالی‌مقام

officer (اسم)مامور، سر کرده، افسر، صاحب منصبofficial (اسم)صاحب منصب، عالیرتبهofficiary (اسم)صاحب منصب، مامور رسمی، مقام رسمی...

کلمات مرتبط

  • صاحب منصب رفتنی
  • افسران و صاحب منصبان
  • عصا یا چوپ صاحب منصبان
  • صاحبمنصب
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات