Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاحب درب

تلفظ بین المللی : /sˈɑheb dˈarb/ تلفظ :‌ [s'Aheb d'aRb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صاحبدرد
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
  • صاحب البحر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاحب درب. [ ح ِ دَ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) ظاهراً بمعنی مرزبان حاکم و یا رئیس باشد : و به نزدیک قشمیر رسیدند، چنگی بن سمهی که صاحب درب قشمیر بود به خدمت پیوست چو دانست که با افراط بأس و هیبت شمشیر او جز اسلام و استسلام چاره نیست. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 409 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) حاکم مرزبان .

کلمات مرتبط

  • صاحبدرد
  • صاحب
  • صاحب اباد
  • صاحب اختیار
  • صاحب اسرار
  • صاحب افسر
  • صاحب افسر گردون
  • صاحب اقتدار
  • صاحب البحر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات