معانی کلمه : صاحب جاهی
لغت نامه دهخدا
صاحب جاهی. [ ح ِ ] ( حامص مرکب ) مقام صاحب جاه :
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی.
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی.
فرهنگ عمید
بلندمرتبگی، مقام صاحب جاه: خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای / دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی (حافظ: ۹۷۴ ).
فرهنگ فارسی
مقام صاحب جاه بلند مرتبگی .
