Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیله پیله

تلفظ بین المللی : /ʃˈileː pˈileː/ تلفظ :‌ [S'ile: p'ile:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • شیله پیله نداشتن
  • شیله و پیله
  • بی شیله پیله
  • شیشه پیله
  • شیوه پیله
  • شعله پیشه
  • شیلهپیله
  • نیم پیل شیشه ای
  • شیله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شیله پیله. [ ل َ / ل ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) مکر و دستان.نفاق و دورویی : آدم بی شیله پیله ای است ؛ یعنی یکرو و راست و درستکار است. ( یادداشت مؤلف ). غرض و مرض. حیله گری. حقه ای زیر سر داشتن. معمولاً این ترکیب به شکل منفی استعمال می شود: فلان کس شیله پیله توی کارش نیست. ( فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به شیله و پیله شود.

فرهنگ فارسی

مکر و دستان نفاق و دو رویی

مترادف و متضاد

تزویر، حقه، خدعه، شایبه، مکر، نیرنگ


کلمات مرتبط

  • شیله پیله نداشتن
  • شیله و پیله
  • بی شیله پیله
  • شیشه پیله
  • شیوه پیله
  • شعله پیشه
  • شیلهپیله
  • نیم پیل شیشه ای
  • شیله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات