شیار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شکافتن زمین با گاوآهن. ( ناظم الاطباء ). شخم زدن. شدیار کردن. آهن گاو راندن. اباثة. حرث. بدرازا شکافتن. بدرازا رخنه افکندن. ( یادداشت مؤلف ). شکافتن زمین با گاوآهن برای پاشیدن تخم. و به شکاف در غیر زمین نیز اطلاق توان کرد : صحرای سنگ روی و کُه سنگلاخ رااز سُم آهوان و گوزنان شیار کرد.فرالاوی.روستائی زمین چو کرد شیارگشت عاجز که بود بس ناهار.دقیقی.ناخنْت زنخدان ترا ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تولید کردن شیار در زمین برای زراعت .
مترادف و متضاد
list (فعل)اماده کردن، کج کردن، فهرست کردن، در فهرست وارد کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردنplough (فعل)شخم زدن، شیار کردن، شخم کردن، باسختی جلو رفتن، برف روفتنplow (فعل)خیش زدن، خیش کشیدن، شخم زدن، شیار کردن، شخم کردن، باسختی جلو رفتن، برف روفتن...