Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمار کردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈomɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [S'omAR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شکار کردن
  • شیار کردن
  • با باز شکار کردن
  • با تازی شکار کردن
  • برخلاف مقررات شکار صید کردن
  • پرنده را شکار کردن
  • پاشله را شکار کردن
  • چکاوک شکار کردن
  • دزدکی شکار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شمار کردن. [ ش ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )شمردن. حساب کردن. شمارش کردن. محاسبه. برشمردن. حساب. ( یادداشت مؤلف ). عد. ( منتهی الارب ) : چو گنجور با شاه کردی شماربه هر بدره بودی درم ده هزار.فردوسی.ز دینار و از گوهر شاهوارکس آنرا ندانست کردن شمار.فردوسی.چو کردند با اودبیران شمارسپه بود شمشیرزن شش هزار.فردوسی.از بس شمار بوسه که دوش آن نگار کردبا روزگار کار من اندر شمارکرد.فرخی.تا نکند کس شمار جنبش چرخ فلک...

فرهنگ فارسی

شمردن حساب کردن محاسبه

کلمات مرتبط

  • شکار کردن
  • شیار کردن
  • با باز شکار کردن
  • با تازی شکار کردن
  • برخلاف مقررات شکار صید کردن
  • پرنده را شکار کردن
  • پاشله را شکار کردن
  • چکاوک شکار کردن
  • دزدکی شکار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات